تبليغاتX
کاشفان فروتن شوکران

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

بدون شرح یا شاید بی گناهی ...

 

بی گناهی ... بی پشتوانگی ... باز هم در همان لحظه به انسان پناه می آورد . به امید کشیدن دستی بر سری و شاید آرامشی ...

                  دختري بي گناه

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 22:10 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم فروردین 1387

فوتبال ايراني ، جامعه ايراني ، فرهنگ ايراني

هميشه اعتقاد داشته ام فوتبال نمادي بارز از زندگي امروز است . همين روزي كه در آن هستيم دو نمونه آشكار آن را ديديم .

به راستي آيا امروز دو تيم پرسپوليس و استقلال باختند يا نه . گروهي فرصت طلب كه چون نمي توانند بزرگ شوند سعي مي كنند با ناجوانمردانه ترين روش ها آدماي بزرگ را مانند خود كنند . روزيكه نيكبخت به تيم پرسپوليس امد به طور تصادفي اسماعيل هلالي را ديدم و و يك جمله جالب گفت : باشيد و ببينيد كه نيكبخت كي زهرش را به پرسپوليس مي ريزد ...

از ابتداي فصل موضع گيري غير قابل توجيه نيكبخت را نسبت به قطبي مي ديديم بدون آن كه دليلش را بدانيم . مگر قطبي چه هيزم تري به او فروخته بود . به طبع او آدم هاي بي فرهنگي مانند شيث و آقايي هم با او هم پيمان شدند و داستان شكل پيچيده تري به خود گرفت . حبيب كاشاني هم كه علي رغم مديريت نسبتا قويش خود را مديون حميد استيلي (سركرده رنجرهاي پرسپوليس ) مي ديد هيچگاه نتوانست برخورد قاطعي با اين باند داشته باشد . مرزبان هم به اين جمع پيوست تا سريال كارشكني ها در اين تيم تمام نشدني به نظر بيايد . حميد استيلي را به خوبي مي شناسم . چه آن زمان كه در كشور كويت به نوعي همسايه مان بود چه بعد از آن ...

هميشه ادعا مي كرد كه زماني در پرسپوليس بازي مي كند كه پروين در آن تيم باشد . علي پروين را پدر خوانده خود مي دانست . همين آدم كار را به جايي رساند كه دعواي پروين و او را همه مي دانيم . فرصت طلبي او پروين را كنار گذاشت كه حالا پروين حتي نامش را هم به سختي بر زبان مي آورد . سال بعد در كنار دنيزلي نشست و باز هم كارشكني . هياهوي بسيار به خاطر هيچ . و اخراج استيلي از پرسپوليس و نتيجه گيري مثبت تيم اما كمي دير شده بود . تا اينكه نوبت به كاشاني رسيد و چه ساده بود بزرگ مردي مثل قطبي كه فريب استيلي را بارها خورد .

محبوبيت قطبي براي كسان بسياري سنگين بود . از رجال مملكتي به سركردگي رئيس جمهور بگيريد تا بسيار آدم هاي كوچك ديگر كه هيچگاه نتوانستند طرحي نو و مثبت در اندازند و اين داستان بي درنگ همان داستان سرزمين ماست . سرزميني كه در آن آدم هاي كوتوله خوب مي توانند فرصت طلبي كنند و هواداران و مردمي كه بدون هيچ چشم داشتي عاشق هستند و مي دانند كه تمام اسباب بزرگي را دارند غير از يك چيز : غيرت عملي بر مبناي تعقل و انصاف .

كريمي و به خصوص قطبي كارنامه قابل قبولي در تيم هايشان دارند اما آدماي كوچك از سكوت مرگبار مردم به موقع استفاده مي كنند.

قطبي را دوست داريم چه در پرسپوليس بماند چه برود . لبخند تلخ قطبي در پايان بازي امروز خود حديثي ست درد آور . قطبي فهميد اما كمي دير كه قانون اين سرزمين چيست . او مي رود و حتما موفق خواهد شد چون شريف است . تخصص دارد و انسانيت و ديگر كشورها و مردمان جان مي دهند براي همچون انساني .

ما مي مانيم و آدم كوتوله ها زيرا كه خلايق هر چه لايق . تا وقتي كه درگير اين سكوت احمقانه ايم .

و يك نكته ديگر : امروز كريم باقري نبود . بزرگتر تيم و ما باز هم احساس كرديم كه چقدر به بعضي ها نيازمنديم .

آقاي استيلي ، شيث رضايي ، نيكبخت ، آقايي ، امير حسين صادقي ، نوازي و... اين به ظاهر پيروزي احمقانه سند فناي شماست . مرگتان را به شما تبريك مي گويم و خوشحالم كه آدم هايي مثل قطبي پيروز واقعي زندگي هستند . چون موفق هستند و انسانها دوستشان دارند . تمام 

 

افشين قطبي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 21:34 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دهم بهمن 1386

ایران بن بست ! یا بن بست ایران

بهروز کاظمی

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 14:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم بهمن 1386

آدم و حوا ...

 

با توجه به اينکه همه پيامبران  اولين انسانها را آدم و حوا اعلام کرده اند فرزندان آنها  از چه طريقي بچه دار شده اند :

 الف ) با حيوانات ازدواج کرده اند ؟

ب) بقيه انسانها هم همينجوري متولد شده اند ؟

ج) خواهر و برادر ( فرزندان آدم و حوا )با هم ازدواج کرده اند (يعني  انسانها همه حرامزاده اند)

جایزه :

هر کس به این سوال جواب داد می تونه بره توی هر بانکی دلش خواست  حساب باز کنه .

پ . ن ۱ :خطر : این سوال ساده ممکن است شما را از راه راست خارج کند .

پ.ن ۲ : قابل توجه جناب داروین ...

پ . ن ۳: پیامبران اصلا اصلا اصلا حتی ممکن نیست دروغ بگویند

پ . ن ۴: والا من بی تقصیرم که شما از راه راست خارج شدید.

پ.ن ۵ : چرا جواب ندادی ؟؟؟

 

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 10:53 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم بهمن 1386

به زودی به روز خواهد شد...

فعلا هوا همچنان سرد است...

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 9:24 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم آبان 1386

...

 

فعلا هیچ انگیزه نیست

امیدوارم کوچکترین امیدی باشه

شاید این وبلاگ برای همیشه تعطیل شود

امدیم و رفتیم و دیگر هیچ .

شاید وقتشه از همه کودکی های وارونه ام جدا شوم

خداحافظ یار دبستانی من .

یاد کودکی هامان بخیر اما  ... می توانست زیباتر باشد ... نشد...

اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌
و چند بته مستوجب درو هم داشت‌
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه تان
اگرچه كودك من سنگ زد به شیشه تان‌
اگرچه متهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌
تمام آنچه ندارم‌، نهاده خواهم رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم رفت‌                    ( محمد کاظم کاظمی)

...

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 18:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386

کلمه القصار من سید محمود

 

رييس‌جمهور گفت: ما براي اين‌كه ايران را بسازيم بايد تلاش كنيم دنيا را بسازيم.

احمدي‌نژاد با بيان اين‌كه دموكراسي ليبرال و انديشه‌ي ليبرال به پايان خود رسيده و ديگر زايندگي ندارد، گفت: اين نظام براي بشر حرف جديدي ندارد.

دست آن‌طرفي‌ها در عرصه‌ي فرهنگ خالي است و طبيعي است تنها كانوني كه در حال حاضر مي‌تواند به بشر اميد دهد، همين ايران عزيز خودمان است.

خدا از كساني كه درصدد بودند در نظام آموزشي ما مسأله‌ي تعليم و تربيت را از هم جدا كنند، نگذرد.

احمدي‌نژاد با بيان اين‌كه ملت ايران با دليل و مدرك، بهتر از ديگر ملت‌هاست، گفت: ولي ما بايد توجه داشته باشيم كه بدون توجه به جهان نمي‌توانيم به نقطه‌ي آرماني برسيم.

                       

                                                 تمام

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 16:40 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پنجم شهریور 1386

روزهای سردر گمی و خستگی

 

روزهای سردر گمی و خستگی

شوریدگی و حیرانی

هنوز شروع نشده نیاز به کمی استراحت دارم

به قول یک دوست قدیمی :  کودکی هایم بی قراری می کنند

پ ن :

        ۱- آنکس که می گرید یک درد دارد و آنکس که می خندد هزار و یک درد

        ۲- امان از یک طرفه بودن تلفن

         ۳- مثل اینکه جدی جدی بزرگ شده ایم . راستی نگاهی به ساعت کرده ای ؟ نکنه دیر بشه

         ۴- دیروز بعد از مدت ها دلم می خواست یکی رو بزنم . چقدر سخته که ادم باشی . بعضی وقتا     خیلی دلم می خواد گرگ باشم . راستی چرا نمی شه ؟؟؟

          ۵- فعلا گور بابای همه چیز . عشق است پرسپولیس

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 17:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه چهارم تیر 1386

جانباز هستم اما ... خر بودم

به نظرم این یکی از اون حرف هایست که جسورانه ابراز شد . راستی هیچ خبری از اونا می گیریم؟؟؟ حالا باید به فرزندانشان جواب بدهند چرا جنگیدند... چرا ... چرا ... و هزار چرای دیگررررر....

اما برای چه کسی؟؟؟ برای چه آرمانی؟؟؟

کاش فراموششان نکنیم . آقایان که تا نبرد بعدی به اینان مرخصی داده اند تا دوباره در آن زمان دوباره همه مان را خر کنند...

 

نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 23:0 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم تیر 1386

سعیدی سیرجانی (شرح قتل توسط سعید امامی )

با کمال افتخار می گویم که سیرجانی هستم . چون نام سعیدی سیرجانی از جمله نام هایست که به شهر من اعتبار دیگرگونه ای می بخشد . مردی اصیل - مهربان اما آزاده . جنسی که در آن شهر بسیار می یابی ...

کویری ها مثلی دارند : اینجا کویره . طبیعت با ما مهربون نیست . خودمون هوای همو داشته باشیم...

ما هوای او را نداشتیم...                                

 

شرح قتل سعیدی سیرجانی که توسط امیرفرشاد ابراهیمی نوشته شده است را در ادامه مطلب بخوانید . کوشش من برای به دست آوردن اطلاعات دیگر تا این لحظه به جایی نرسیده است ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط بهروز کاظمی در 16:42 |  لینک ثابت   •