تبليغاتX
کاشفان فروتن شوکران

شنبه بیست و نهم بهمن 1384

به به ! تکلیف همه دارد معلوم می شود :

 

1-  رهبری در نامه ای به آقای هاشمی رفسنجانی که بیشتر یاد آور به در زدن جهت شنیدن دیواررا داشت ، از ایشان می خواهند که به بعضی از افراد تذکر بدهند که حکومت بیان آرای مخالف خود خصوصا بر سر قضیه انرژی اتمی را بر نمی تابد و با رویارویی با چنین مسائلی با شدید ترین صورت برخورد می کنند.

 

2- آقای صفار هرندی در دستوری از کلیه رسانه های جمعی داخلی می خواهد که در بیان دیدگاه شان در مورد پرونده هسته ای ایران مصالح نظام  (نه کشور) را در نظر گرفته و بر خلاف آن چیزی ننویسند و گرنه برخورد می شود.

 

3- آنانی که تا حدودی  با اخبار روز دنیا ( بدون سانسور )  در تماسند ، می دانند که وضعیت چندان جالب که نه ، بلکه کمی تا مقداری بسیار خطرناک است . آیا آقایان به دنبال این هستند که مردم یک مرتبه با یک شوک بزرگ مواجه شوند و بشود از گیجی آنها استفاده های لازم را برد ، یا اینکه از این می ترسند که مبادا با مطلع شدن مردم از واقعیت مسائل ، کنترل آنها مشکل شود؟

البته حالت سومی هست :بالاخره که مسئولین محترم نظام خودشان سروته این قضیه را به هر شکل ممکن به هم می آورند ، پس چه دلیلی دارد در دل این مردم عزیز و محترم آب از آب تکان بخورد . آقایان که الحمد الله از مهلکه های دیگر بدون اطلاع مردم ، سرافراز بیرون آمده اند این هم مثل قبلی ها.

اما واهمه ای عجیب ،  آنی ،  مرا رها نمی کند و آن هم اینکه ایندفعه این تو بمیری از آن تو بمیری ها ...

 

و خداوند به حقیقت احوال آگاه است

 

 

 

نوشته شده توسط هورمزد در 16:49 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم بهمن 1384

طراح : نیک آهنگ کوثر

نوشته شده توسط هورمزد در 18:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم بهمن 1384

نوشته شده توسط هورمزد در 18:33 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم بهمن 1384

مضرات امتحانات :

 افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي معلمان ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه ...!!!!!

 فوايد اندك امتحانات : نوشيدن انواع قهوه هاي مرغوب براي شب

نوشته شده توسط هورمزد در 18:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم بهمن 1384

شاعر: محمد کاظمی

 

مرثیه ای برای عقل

 

هر کدام از ما انسان ها می توانیم بالقوه...

                                                     ی پارس یا ناسیونال و یا احیانا شارژی باشیم

و هر روز با هم جابجا شویم

و برویم روی موج پیام ، بی بی سی ، جوان

                                                      نوجوان ، پیر بنشینیم سر میز مذاکره

و امواج این رادیو آنقدر قوی هست

که همگی با صدای بلند بگوییم : بع له

و امواج این رادیو آنقدر قوی شود

که تهران و کابل و نیویورک را هیروشیمایی کند

و ما توی هواپیما با هم بخندیم و جک ملانصرالدین تعریف کنیم

و قوه ی ما کم شود و صدایمان آرام و کشیده

که بازار مشترکی هستیم

و شما به من شیرینی تعارف کنید

و لبخند بزنید

و من برای شما چهار تا قوه ی

                                      پارس یا عرب یا آمریکایی بگیرم

و ماتیکی اش کنم که توی گوشتان : « لب تو غنچه ی نیمه باز باغ » را بخواند

و شما حالی به حالی شوید

و پا بدهید به من

و من دست بدهم به پاهای شما

و شما بی حالی به بی حالی شوید

و این بار بی قوه

                     سیم یا شلاق یا گیوتین شوید

و از پایی به پایی

از گردنی به گردنی

و این با تو ،

                من ،

                      او ، ما ، شما ، ایشان

با هم مارش بنوازیم

و یک ، دو ، سه ، چهار بخوانیم

و از فرط خوشحالی :

تن تن و تن تن بکنیم

دستی و دستی بزنیم

گام به مستی بزنیم

توی کتابای لغت

دست ببریم

پا ببریم

خر ببریم    گاو ببریم     سگ ببریم

گربه و انتر ببریم  

یک بز اخفش ببریم

غلام احمق ببریم

گاوداری ، خردونی، سگ دونی ،  گربه ، انتر راه بندازیم

و از فرط آزادی

کبکمان خروس که نه ،

                            بابا کرم بخواند

و ما از فرط آزادی با هم برقصیم

" بااااابا کرررررم       دوسسست دارم

شیششششه ی ی ی ی  باااااباااااا رووووو نشششش ... "

و باز هم پایان یک قوه

چه فرق می کند

                   پارس یا ...

 

 

 

نوشته شده توسط هورمزد در 18:13 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384

شاملو و آيدا
نوشته شده توسط هورمزد در 17:25 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384

آتشبازی دیپلماتیک

پنج‌شنبه، 20 بهمن 1384
آتشبازی دیپلماتیک

حسن اسدي زيدآبادي

در ساعات پاياني دوشنبه هفدهم بهمن و در حالي كه بيش از ربع قرن از پيروزي انقلاب 57 مي‌گذشت ، عده اي از جوانان ايراني كه خبرگزاري ها آنان را با عنوان دانشجويان «معترض» و «خشمگين» مي ناميدند پس از اندك مزاحمت پليس كيوسك نگهباني سفارت دانمارك را به آتش كشيده ، آنگاه در حالي كه همچنان حامل دو صفت خشمگين و معترض بودند از ديوار اين سفارتخانه كه به تازگي مجهز به «سيم خاردار» شده بود بالا رفته و پس از ورود به آن اقدام به آتش كشيدن هرآنچه به دست‌شان رسيد نمودند .

اين خشم انقلابي ! كه به فاصله كوتاهي پس از آغاز فصل جديدي از رويارويي جمهوري اسلامي با جهان خارج تجربه شد در بطن خود حاوي نشانه هايي است كه دقت درآنها مي تواند به شناخت چگونگي رفتار سياسي حاكمان ايراني كمك كند .

معترضان خشم خود را متوجه‌ي چاپ كاريكاتورهايي در روزنامه هاي غربي كرده بودند كه آنها را توهين به دين مبين اسلام مي دانستند . فارغ از مساله توهين آميز بودن يا نبودن اين تصاوير و يا محدوده هاي آزادي بيان ، و بدون پرداختن به اين موضوع كه حمله به سفارت دانمارك خود گام موثري در عينيت بخشي به ترويج چنين تلقي‌ نسبت به جهان اسلام در جهان غرب خواهد بود ، نگاهي به تركيب جمعيتي جوانان معترضي كه در به آتش كشيدن سفارتخانه‌هاي اروپايي گوي سبقت از يكديگر مي ربايند به روشني نشان مي‌دهد كه اينان در واقع كساني هستند كه به هر شيوه ممكن و به قول يكي از سرداران با تاكيتيك‌هاي پيچيده ، دولت نهم را بر سر كار آورده اند . دولتي كه تنها دو روز پيش از اين اتفاق پرونده ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل كشاند . به ديگر سخن اين اقشار را مي توان لايه هاي اجتماعي حامي و مشروعيت‌ بخش حاكمان دولتي دانست .

يكي از انواع روش هايي كه مي توان از آن در تحليل كنش ها و واكنش هاي سياسي بهره جست ، استفاده از روش هاي روانشناختي است ، كه متاسفانه ما ايرانيان در تحليل هاي خود كمتر آن را مورد استفاده قرار مي دهيم . از همين منظر بايد گفت رابطه‌ي مستقيم و البته ظريفي ميان بلند پروازي هاي مسئولان دولتي و طبقه‌‌ي اجتماعي كه آنها را نمايندگي مي كنند وجود دارد . در واقع اگر دولت مردان بسيار دوست مي دارند به خيال خود قهرمانانه در عرصه سياست خارجي وارد شوند و جولان دهند جوانان معترض نيز كه حالا دانشجو نيز خطاب مي شوند فارغ از همه‌ي بحث هاي سياسي روز ، بي تاب تسخير لانه‌ي جاسوسي ديگري هستند . اين تمايل در چند سال گذشته به شدت نمايان شده است ( به خصوص در مورد سفارت بريتانيا) اما چنين مجالي براي آنانكه اشغال سفارت آمريكا را از بزرگترين دستاوردهاي انقلاب مي دانند تاكنون اينگونه مهيا نشده بود . از سويي حاكميت خود را وارد يك رويارويي تمام عيار با جهان غرب ساخته و از سوي ديگر در حوزه سياست داخلي دولتي بر سر كار است كه بي پروا از تغيير اوضاع جهان و دست بردن در نقشه ي دنيا دم مي زند ، بر همه اينها بيافزاييد تحريك احساسات مذهبي و همزماني آن با مراسم عزاداري ماه محرم را .

قطعات پازل به روشني در كنار هم قرار مي گيرند . رييس جمهور در بيانيه اي 8 ماده اي خطاب به ملت، در بند پاياني از مردم مي خواهد تا در قالب عزاداري هاي مذهبي عزم خود را براي استفاده از انرژي هسته اي بيان كنند . از سوي ديگر آرزوهاي اقشار پايين دستي حاكميت براي تكرار تاريخ نيز نمايان مي شود ، يکی از جوانان معترض كه به سفارت دانمارک وارد شده بود به خبرگزاري مهر گفته : « ... به درون ساختمان های سفارتخانه نيز رفتيم اما هيچ دانمارکی در اين سفارتخانه ديده نشد » ملاحظه مي‌شود كه تنها غيبت آگاهانه كارمندان سفارت آنها را از گروگانگيري مجدد نجات داده است و گرنه جوانان خشمگين تا كاميابي تنها گامي فاصله داشته‌اند.

جريان كنوني حاكم در دولت و جمعي كه روز دوشنبه سفارت دانمارك را به آتش كشيدند در يك مفهوم كلي از نوعي فرومايگي در تنظيم روابط خود با زمان ، مكان و ديگران رنج مي برد ، عدم فهم مقتضيات زمانه همواره هر كنشگري را به بازيكن فوتبالي مبدل مي كند كه پس از سوت پايان بازي به بازي ادامه مي دهد و توپ به سوي دروازه ها شليك مي كند ، اما دريغ و صد افسوس كه در چنين حالتي نه دروازه خودي معنا دارد و نه مفهومي به عنوان رقيب در ميان است و هر آنچه كه بيشتر بدود تمسخر تماشاچيان را بيشتر بر مي انگيزد . از همين روست كه بايد پاشنه آشيل سردمداران كنوني را عدم فهم شرايط زماني و بلندپروازي‌هاي ناشيانه خواند .

از عواقب سياسي - اقتصادي اين اقدام هنوز اخبار دقيقي منتشر نشده است ، اما به نظر مي رسد پايان همه روش هاي ديپلماتيك و منيانجيگرايانه ، چنانكه مسئول پرونده‌ي هسته اي ايران نيز در اخطار به غربي ها براي فرستادن پرونده ايران به شوراي امنيت پيش از جلسه هفته گذشته شوراي حكام آژانس متذكر شد ،كمترين دستاورد!! اين « آتش بازي ديپلماتيك» باشد و البته هر كودكي نيز به خوبي مي داند كه پايان گفتگو آغاز دعواست .

نوشته شده توسط هورمزد در 17:21 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384

دکتر علي استرنج لاو

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۵ بهمن ۱۳۸۴

شام آخر برلوسکوني

بيا! گفتم مرض احمدي نژاد واگير دارد! ويروس آنفلوآنزاي «الفنون» به اروپا هم رسيد. در پي مقدس خوانده شدن احمدي نژاد توسط خودش، برلوسکوني هم خودش را مسيح عرصه سياست ايتاليا خواند. آگاهان تفاوت ها و شباهت هاي زير را بين حضرت مسيح و برلوسکوني کشف کردند:

اول: احتمالا برلوسکوني هم بزودي «شام آخر» را صرف خواهد کرد.
دوم: حضرت مسيح تعدادي حواري داشت و يک يهودا، اما به نظر مي رسد برلوسکوني تعدادي يهودا داشته باشد و يک حواري.
سوم: در دوره مسيح همه زنان معتقد بودند مسيح زيباست، اما در دوره برلوسکوني، وي فکر مي کند که زنان فکر مي کنند که برلوسکوني زيباست.
چهارم: مسيح به هر موجودي که حيات اش را از دست داده بود، دست مي زد، زنده مي شد، اما برلوسکوني به هر موجود سياسي که نزديک مي شود، حيات سياسي اش را از دست مي دهد.
پنجم: وقتي در پايان عمر مسيح مردم به او نگاه مي کردند، جاي زخم هاي شکنجه را روي صورت و گردنش مي ديدند، اما وقتي مردم ايتاليا به برلوسکوني نگاه مي کنند، جاي عمل جراحي زيبايي را روي صورت و گردنش مي بينند.
ششم: مسيح از نگه داشتن پول متنفر بود به همين دليل هرچه به دست مي آورد به فقرا مي داد، برلوسکوني هم از نگه داشتن پول متنفر است، به همين دليل هرچه از فقرا پول درمي آورد يا با آن شبکه تلويزيوني مي خرد يا مي گذارد توي بانک و به آن دست نمي زند.

آتش زدن فرهنگي

من نمي دانم چرا اين همه شک و ترديد مي کنيم؟ بابا! حرکت فرهنگي همين است. باور کنيد همين است، اگر فکر مي کنيد حرکت فرهنگي يعني کتاب چاپ کردن و خبر دادن و فيلم ساختن و روزنامه منتشر کردن و روشنگري کردن و شعر سرودن و موسيقي ساختن و از اين جور چيزها، اولا اين کارها قبلا حرکت فرهنگي بود، اما معلوم شد که ده سال طول مي کشد تا به نتيجه برسد، به همين دليل با توجه به اينکه بايد حرکت فرهنگي جوري باشد که جهانيان بفهمند و فضا گرم شود و ملت جمع شوند و شعله هاي حضور در عرصه هستي ديده شود، بنابراين به نظر من حرکت فرهنگي همين است. آقاي عماد افروغ گفت: «آتش زدن سفارتخانه حرکت فرهنگي نيست.» آگاهان گفتند: بالاخره بايد آدم کاري را که بلد است انجام دهد.

فرانسوي ها هواپيماي مذکور را ندادند

بالاخره فرانسوي ها در مورد هواپيمايي که در سال 1357 امام را از پاريس به ايران منتقل کرده بود و قرار بود ايران آنرا بخرد و به عنوان يادگاري به جمکران ببرند و دورش حرم بسازند و بعد براي آن نذر کنند و هرسال آنرا غبار روبي کنند و هرسال مسوولان مملکت سوار آن بشوند و براي تيمن و تبرک از قم به مشهد بروند و هزارتا کار ديگر، تصميم گرفتند که اين هواپيماي از کار افتاده را به ايران ندهند. يکي از مسوولان تصميم گير فرانسوي که اول اسمش فرانسوا بود، اما نخواست بقيه اسمش فاش بشود، گفت: اين ايراني ها عقل درست و حسابي که ندارند، يکهو ديدي هزارنفري سوار اين هواپيما شدند و هواپيما سقوط کرد. بعد هم اعلام مي کنند که ما با رادار هواپيما را زديم. ما حوصله دعوا نداريم، هواپيماي از رده خارج هم نمي فروشيم.

يا حجت بن الحسن عجل علي ظهورک

يک عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: «پايان پرونده هسته اي به ظهور ولي عصر منجر مي شود.» آگاهان پيش بيني کردند که اتفاقات زير احتمالا خواهد افتاد:

اتفاق اول: تا پايان پرونده هسته اي احتمالا يا مملکت از روي کره زمين غيب مي شود يا جمهوري اسلامي وارد غيبت کبري مي شود و يا احمدي نژاد توي يک چاهي چيزي گم مي شود و بعد آقا ظهور مي کنند.
اتفاق دوم: تا پايان پرونده هسته اي تعداد طرفداران حکومت به 313 نفر مي رسد، ولي با پرروئي تمام سرکار باقي مي مانند، ملت هم مشغول فسق و فجور مي مانند (ادامه مي دهند) و بعد يک دفعه پرونده هسته اي با صداي شديد به نتيجه مي رسد و بعد آقا ظهور مي کند.
اتفاق سوم: احتمالا احمدي نژاد تا آن موقع ادعاي ظهور مي کند.


نوشته شده توسط هورمزد در 22:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384

پايان نخستين روز نشست شورای حکام بدون تصميم گيری درباره ايران
 
سلطانيه
نماينده ايران در آژانس (چپ) پيشتر گفته بود که روسيه و چين از تصميم گيری شورای امنيت عليه ايران جلوگيری خواهند کرد
اعضای شورای حکام آژانس بين المللی اتمی به نخستين روز نشست فوق العاده خود پايان دادند بدون اينکه در مورد ارجاع يا عدم ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد تصميم بگيرند.

ادامه اين جلسه که در مقر آژانس در وين پايتخت اتريش برقرار است به جمعه سوم فوريه (چهاردهم بهمن) موکول شده است.

دستور کار نشست، تصميم گيری پيش نويس قطعنامه ای است که طی آن از شورای حکام خواسته شده به رئيس آژانس مأموريت دهد گزارشی درباره آن بخش از فعاليت اتمی ايران که ممکن است جنبه تسليحاتی داشته باشد به شورای امنيت عرضه کند.

اين درخواست را پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل همراه با آلمان که از دولتهای درگير در مناقشه اتمی با ايران است مطرح کرده اند.

پيش از پايان نشست شورای حکام، علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران يادداشتی برای محمد برادعی، رئيس آژانس فرستاد و طی آن هشدار داد که اگر در اين نشست تصميم به ارجاع کشورش به شورای امنيت گرفته شود، دولت جمهوری اسلامی "چاره ای نخواهد داشت" جز اينکه کليه همکاريهای داوطلبانه خود با آژانس را متوقف کند.

نوشته شده توسط هورمزد در 23:22 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم بهمن 1384

در آستانه روياروئي

مهرداد شيباني

هفته گذشته با جلسه مهم سران نظام جمهوري اسلامي آغاز شد و با سرکوب اعتصاب رانند گان شرکت واحد پايان گرفت تا هفته ديگري بيايد که در پنجشنبه آن- 13 بهمن مصادف با 2 فوريه- اجلاس فوق العاده شوراي حکام تشکيل خواهد شد. اجلاسي که همه صف بندي براي پيروزي در آن است.

قدرت هاي جهاني که بسرعت به لحظه اتحاد نهائي تحت فرماندهي آمريکا نزديک مي شوند، هفته پيش بر اصرار خود پافشاري کردند که طبق گفته جرج بوش و وزير خارجه اش، پرونده هسته اي به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده شود. جمهوري اسلامي هم تمام نيروي خود رابکار گرفت تامانع اين کار شود.

اوج کوشش و احساس خطر جمهوري اسلامي در جلسه سران نظام متبلور شد. هاشمي رفسنجاني از سفر مشهد به ناگهان فراخوانده شد، و خبرش هم برخلاف روال منعکس گرديد، تا در يک "جلسه مهم" شرکت کند. اخبارغيررسمي که با سکوت رسمي تائيد شد، خبر از تشکيل جلسه در بيت رهبري داشت.خبرها حاکي بود که ميرحسين موسوي، محمد خاتمي، مهدي کروبي، ناطق نوري، هاشمي رفسنجاني، محسن رضائي، علي اکبر ولايتي و کمال خرازي در اين جلسه مهم حضور داشته اند. عدم حضور احمدي نژاد و علي لاريجاني و تمايل ترکيب حاضران به اعتدال، اين خبر بعدي الاشرق الوسط را تکميل مي کرد که علي لاريجاني با فرمان پذيرش طرح روسيه، شتابزده به اين کشور رفته است. هاشمي رفسنجاني هم که بلافاصله بعد از اين جلسه به ديدار علماي قم رفته بود تا آنها را از تصميمات جلسه آگاه کند، به علي مشگيني رئيس مجلس خبرگان گفت: "کمترين احتمال در رفتن پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت براي ما اهميت بسيار دارد." علي لاريجاني که بعد از پذيرش طرح روسيه از مسکو به پکن رفت، کوشيد تا با جلب نظرچين، از "کمترين احتمال ارجاع پرونده به شوراي امنيت" جلوگيري کند.

توضيحات هاشمي رفسنجاني در همان ديدار قم، نشان داد که چراسياست تهاجمي احمدي نژاد در ديدار باسوريه و سران حماس در لبنان، بلافاصله به سياستي تبديل شده است که رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام آن را "تدبير" ناميد. رفسنجاني گفت: "دشمنان ماميدان نبرد درگيري را جدي تر کرده اند و واردبحث هاي جدي شده اند. ما هم اين بحث ها راجدي مي گيريم. اکنون وارد مقطع جديدي شده ايم. دشمنان انقلاب در داخل و خارج که آمريکا و اسرائيل هستند، حالت تهاجمي يافته اند. ما جزدر مقطعي ار اول انقلاب، اين تهاجم بي سابقه را نداشته ايم. به علاوه آنها براي دخالت بهانه پيدا کرده اند."

محمد علي ابطحي هم در وبلا گ خود، خبر داد: "اتفاقات و تصميماتي در حال شکل گيري است." تصميمات، که بر اساس سنت جمهوري اسلامي به نوشته ابطحي به "اطلاع مردم" رسانده نمي شود، اما اتفافات، اتفاقا بسيارآشکار بود.

بلافاصله بعد از سفر احمدي نژاد واستحکام جبهه جمهوري اسلامي- سوريه – حماس- مقتدي صدر، کنگره آمريکا طرحي را در دستور کارقرار داد که خواستار "برقراري مجازات هاي سياسي واقتصادي عليه جمهوري اسلامي" است. اين مجازات ها از قطع واردات بنزين و نفت تصفيه شده به ايران شروع مي شود و تا جلوگيري از شرکت تيم ملي فوتبال در جام جهاني ادامه مي يابد. اندکي بعد هم سناي آمريکا درخواست مشابه اي را مطرح کرد. مجلسين آمريکا که طرح هاي مجازات ايران را بامشارکت جمهوريخواهان و دموکرات ها در دستور کار قرار داده اند، خواستار شدند که "اقدام نظامي هم بعنوان گزينه باقي بماند." روزنامه هاي محافظه کارآمريکا هم بر اساس اين طرح ها، زمينه سازي تبليغاتي براي حمله نظامي به تاسيسات اتمي جمهوري اسلامي را گسترش دادند. حتي روزنامه نيويورک تايمز که تا کنون موضع ميانه اي داشت؛ به آنها پيوست. و در روز سوم هفته بود که روزنامه الحيات از طرح آمريکا براي اشغال سه استان نفت خيز ايران خبر داد.

اروپا هم سياست آمريکا رادنبال کرد. خاوير سولانا که د رعمل وزير خارجه اتحاديه اروپاست، خواستار ارجاع پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل شد. توني بلر در سخنان شديد الحن بي سابقه اي از موضع ژاک شيراک عليه جمهوري اسلامي حمايت کرد. رئيس جمهور فرانسه، هنگام بازديد از زير دريائي هاي اتمي فرانسه، اعلام کرده بود که فرانسه براي دفاع از منافع ملي خود از بمب اتمي استفاده مي کند. ناظران بلافاصله اين سخنان را خطاب به جمهوري اسلامي ارزيابي کردند. همانطور که انفجارهاي اهواز و در نزديکي سفارت ايران در بغداد، پاسخ اتحاد با سوريه تلقي شد.

هفته پيش، در منطقه باز هم حلقه حاصره ايران تنگتر شد. نخست وزير پاکستان به آمريکا رفت و در جلسه اي که در وزارت دفاع آمريکا تشکيل شد، پرونده اتمي جمهوري اسلامي را باهمتاي آمريکائي خود دونالد رامسفيلد مورد گفت وگو قرار داد. بعد از اين ديدار بود که ژنرال پرويز مشرف، رئيس جمهور پاکستان، گفت: "ايران حق ندارد سلاح هسته اي داشته باشد" و باين ترتيب به ديگر کشور اسلامي همسايه ايران يعني ترکيه پيوست. پيش ازاين هم حامد کرزاي سفر خود را به ايران لغو کرده بود.

در هفته آغازين بهمن که فاصله بسيار کمي با بيست وهفتمين سالگرد انقلاب اسلامي دارد، صف بندي براي نبردي که احمدي نژاد آن را "رويارويي نهائي با استکبار" خوانده بود، کامل شد. جمهوري اسلامي – سوريه- حماس – مقتدا صدردر يک جبهه و بقيه جهان در جبهه مقابل قرار گرفتند. و درست اينجا بود که محمد البرادعي از ايران خواست که غني سازي را 8 يا 9 سال به تعويق بياندازد و از آمريکا راکتور اتمي دريافت کند. و درست در روزي اين حرف رازد که توني بلر در راه ديدار او بود.

هفته گذشته، در دل رويداد هائي که بسرعت شمارش معکوس رابه پايان مي رسانند، سياست سرکوب در داخل ايران ادامه يافت. اعتصاب آرام کارگران شرکت واحد با خشونت روبرو شد. تنها نماينده بخش مستقل صنايع ايران در اتاق بازرگاني و صنايع و معاون را عوامل حزب موتلفه حذف کردند و شرايط به جانبي رفت که بي بي سي پيش بيني کرد: بورس تهران براي دومين بار تاعيد سقوط خواهد کرد.

هاشمي رفسنجاني که حرف موسوي خوئيني ها را تکرارکرد، درست گفت: "جمهوري اسلامي هر گز در 27 سال گذشته در چنين وضعيت خطرناکي قرار نداشته است."

نوشته شده توسط هورمزد در 14:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه ششم بهمن 1384

آرش معتمد

جلسه مهم در تهران :

آغاز شمارش معکوس

شمي رفسنجاني، سفرخود به مشهد را نيمه تمام گذاشت و براي شرکت در" يک جلسه مهم" به تهران بازگشت. محمود احمدي نژاد، که در آخرين لحظه، ديدارش با مقتدا صدر لغو شده بود، سفر خود به خوزستان را يک هفته به تعويق انداخت. مطبوعات و مقامات آمريکا و اروپا، با لحن بسيار تندي عليه جمهوري اسلامي سخن مي گويند که حتي در مورد عراق هم سابقه نداشته است.

تحولات و جبهه بندي جهان ـ جمهوري اسلامي با چنان شدت بي سابقه اي رو به روست که مفسران سياسي آن را "شمارش معکوس" نام نهاده اند

در روزهاي آخر هفته گذشته، وقتي 5 قدرت جهاني دعوت جمهوري اسلامي براي بازگشت به مذاکره را رد کردند، بحران، که از آغاز سال ميلادي صورت حادي گرفته بود، وارد مرحله تازه تري شد. در يک سوي جبهه، نو محافظه کاران آمريکا هر روز با استفاده از تندروي همتاهاي داخلي خود در ايران، به شکل جديدتري در مرکز فرماندهي قرار مي گيرند؛ و گام به گام به اجماع جهاني براي بردن پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت نزديک تر مي شوند.

کشورهاي بزرگ غرب در کنار آمريکا قرار گرفته اند. مطبوعات غربي، به ويژه روزنامه هاي معروف فرانسه که نماينده جناح راست هستند، حملات بسيار شديدي را عليه جمهوري اسلامي و شخص محمود احمدي نژاد دنبال مي کنند. توني بلر، نخست وزير انگلستان، ديشب اقدام دولت ايران را براي برگزاري کنفرانسي درباره هولوکاست، با صفاتي نظير" تکان دهنده، مضحک، احمقانه"و هر صفت ديگري که به ذهن برسد، توصيف کرد. او از ژاک شيراک که سخن از به کارگيري بمب اتمي عليه جمهوري اسلامي رانده بود، دفاع کرد و گفت: "من با ارزيابي شيراک از خطر موجود در جهان موافقم". وزير خارجه آلمان هم بار ديگر تکرار کرد: "درباره ايران تاکنون صبر زيادي نشان داده ايم".
پايگاه خبري بلومبرگ نوشت: "ايران و برنامه هاي هسته اي اين کشور بسيار خطرناک تر از چيزي است که سه سال پيش عراق بود".

مجموعه اخبار و اطلاعات موجود نشان مي دهد که جلسه اضطراري شوراي حکام در 15 اسفند تشکيل مي شود و بيشتر گمانه ها بر اين است که پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل فرستاده خواهد شد.

عباس عبدي، حمله نظامي به ايران را تا زمان طرح پرونده ايران در شوراي امنيت، منتفي مي داند، اما جمع بندي روزنت" ايران ما" نشان مي دهد: "زمان اقدام نظامي احتمالي آمريکا و اسراييل عليه ايران در فروردين سال 85 و تقريبا مصادف با سومين سالگرد تهاجم آمريکا به عراق خواهد بود."

آمريکا در حاليکه حلقه محاصره ايران را گام به گام کامل تر مي کند، هنوز از ديپلماسي مي گويد. برخلاف اسراييل که مقامات عالي رتبه آن روي پاس هاي بلند احمدي نژاد، آبشار جنگ و حمله به ايران را مي زنند. فيدل کاسترو، رهبر کوبا ديروز از حمله آمريکا به ايران ابراز نگراني کرد. سخنان کاسترو در ديدگاه مقامات جمهوري اسلامي هم منعکس شد. هاشمي رفسنجاني، براي چندمين بار در دو هفته اخير درباره نزديکي خطر هشدار داد و خواستار"همبستگي و انسجام" همه نيروها شد. نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران "حمله آمريکا" را بي ثمر دانست، ولي موسوي خوئيني ها به صراحت گفت: "ايران در دشوارترين شرايط 27 سال گذشته قرار گرفته است."

حسين شريعتمداري که معمولا نظريات" مرکزيت حزب پنهان" را منعکس مي کند، در دو مقاله پياپي در روزنامه کيهان، نزديکي خطر را تاييد کرد. او خطاب به مقامات کشور نوشت: "به خواب نرويد که دشمن بيدار است". و به نيروهايي که از" چالش اخير ايران و آمريکا بوي کباب" شنيده اند، هشدار داد.

جمهوري اسلامي که قاعدتا ديشب در نشست مهم تهران، حوادث خطرناک اخير را بررسي کرده است، دو سياست همزمان را در جبهه مقابل غرب پيش مي برد. از يک سو، تلاش تيم لاريجاني براي ايجاد شکاف در جبهه جهاني با بازي روي مهره هاي روسيه و چين ادامه دارد، و از جانب ديگر جبهه منطقه اي در برابر حمله نظامي به سرعت تقويت مي شود. سفر ناگهاني احمدي نژاد به سوريه، و سپس ديدار او با مقامات حزب الله لبنان وآنگاه حضور مقتدا صدر ماجراجوي عراقي در تهران و ديدار او با لاريجاني و هاشمي رفسنجاني، در عمل جبهه اقتدارگرايان خاورميانه را مستحکم کرد.

بشار اسد که در موضع دفاع قرار داشت، بعد از سفر احمدي نژاد سياست مقابله را برگزيد و سخنان تندي عليه آمريکا گفت. مقتدا صدر هم در کنفرانس مطبوعاتي تهران در کنار علي لاريجاني از"وحدت ميان مسلمانان با سلاح ايمان" سخن راند و "شکست اسراييل و آمريکا" را نويد داد.

اکنون، کمتر از شش ماه بعد از روي کار آمدن دولت احمدي نژاد، سياست جنگي به مقابله مستقيم با قدرت هاي جهاني منجر شده است. جبهه دو طرف مستحکم و تندروان شمارش معکوس را براي "جنگ نهايي" آغاز کرده اند.

نوشته شده توسط هورمزد در 13:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم بهمن 1384

 

 

 

مسئولين عالي رتبه زيادي در طول اين ساليان، مردم و اين مملكت را دچار بحرانهاي داخلي و خارجي كردند اما ايشان چيز ديگريست . چه كسي باور مي كند در كمتر از چند ماه او مسائلي را به وجود بياورد كه ساليان فراوان عواقب سخت برايمان به همراه دارد .

 

 

كمي به عقب بر گرديم :

- قصه از نامزدي ايشان براي رياست جمهوري آغاز شد :

 

    1- آيا او پرستيژ رياست جمهوري را دارد ؟

    2- آيا او توان اداره يك مملكت را دارد؟كسي كه بزرگترين افتخارش در  شهرداري ، ساخت 400 سقاخانه براي تهران است !!!

    3- ديدگاه ها نسبت به پرونده انرژي هسته اي ...؟!

    4- و اين دو سوال معروف : آقاي عزيز! نظرتان راجع به قتل هاي زنجيره اي چيست ؟ و دوم اينكه نظرتان راجع به شخصيت سعيد امامي و نزديكترين دوستانش ( محسني اژه اي – شريعتمداري – صفار هرندي – پور محمدي – فلاحيان – رازيني -  خوش كوش – غلام همتی - مسعود صدرالسلام - محمدرضا نقدی - احمدي نژاد و ...) و عملكرد اين آقايان چيست ؟

 

 

و ايشان رييس جمهور ايران شد .

 

و حالا پشت سر هم مي آيد ...

حذف اسرايل از نقشه جهان ... هولوكاست ... پرونده هسته اي ... تبريك مرگ(؟!) شارون و دعا براي مرگ امثال او ...

 

راستي شنيده ايد كه ديروز مقتدي صدر به ايران آمد و با سران نظام ديدار كرد ؟ مقتدي صدر را كه به خاطر داريد ؟ يادتان مي آيد كه دنيا چگونه و با چه ديدي به او نگاه مي كند؟

جدا كه اين آقا آدم با استعداديست . نظر شما چيست؟
نوشته شده توسط هورمزد در 23:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم بهمن 1384

نوشته شده توسط هورمزد در 22:4 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم بهمن 1384

اسراييل به ايران هشدار داد
شائول موفاز وزير دفاع اسراييل خطاب به محمود احمدى‌نژاد: شما براى مردم خود فقط نابودى را به ارمغان آورده‌ايد
شائول موفاز وزير دفاع اسراييل خطاب به محمود احمدى‌نژاد: شما براى مردم خود فقط نابودى را به ارمغان آورده‌ايد
شائول موفاز وزير دفاع اسراييل به شهروندان ايرانى هشدار داد، چنانچه محمود احمدى‌نژاد رييس جمهور اسلامى ايران باز هم فراخوان نابودى اسراييل را بدهد، مى‌تواند براى آنها مصيبت و بدبختى را به همراه بياورد. وى افزود كه در صورت عدم كاميابى تلاشهاى ديپلماتيك در رابطه با توقف برنامه اتمى ايران، اسراييل آمادگى و توان دفاع از خود را دارد.

وزير دفاع اسراييل ديروز شنبه ۲۱ ژانويه در كنفرانسى در اورشليم، خطاب به مردم ايران گفت: ”اظهارات عوامفريبانه احمدى‌نژاد، اعمال مجرمانه و اغراض افراطى‌ او مصيبت را بدنبال خواهند آورد“. وى افزود: ”دست به هر كارى كه ضرورى مى‌دانيد بزنيد تا جلوى اين مصيبت را بگيريد“. موفاز در اظهارات خود به اين مسئله اشاره كرد كه مى‌داند بسيارى از ايرانيان از نظرات محمود احمدى‌نژاد حمايت نمى‌كنند.

وزير دفاع اسراييل با خطاب قرار دادن رييس جمهورى اسلامى ايران افزود: ”شما كشورتان را با يك ايدئولوژى انباشته از نفرت، وحشت و يهودى‌ستيزى رهبرى مى‌كنيد“. و ادامه داد: ”بهتر بود نگاهى به تاريخ مى‌افكنديد تا ببينيد چه بر سر مستبدانى مانند شما كه تلاش مى‌كنند مردم يهود را نابود كنند مى‌آيد. شما براى مردم خود فقط نابودى را به ارمغان آورده‌ايد“.

شائول موفاز با تاكيد بر اظهارات پيشين ضداسراييلى احمدى‌نژاد گفت ايران در حمايت، مسلح كردن و آموزش دادن نيروهاى مسلح فلسطينى سهيم است و آنها را به عمليات نظامى عليه اسراييل ترغيب مى‌كند. گفتنى‌ست كه جمعه گذشته ۲۰ ژانويه، محمود احمدى‌نژاد با نمايندگان گروههاى تندروى فلسطينى در سوريه ديدار كرد. طبق گفته اين نيروها، احمدى‌نژاد به آنها قول حمايت داده است.

بر اساس گزارش رسانه‌ها، اسراييل ايران و سوريه را متهم كرده است كه در عمليات انتحارى در تل‌آويو (در روز پنج‌شنبه ۱۹ ژانويه ) كه در جريان آن عامل عمليات كشته و ۳۰ نفر زخمى شدند دست داشته‌اند.

وزير دفاع اسراييل با وجود اظهارات شديداللحنش عليه احمدى‌نژاد، هر گونه «عمليات هسته‌اى» عليه ايران را قاطعانه رد كرد.

نوشته شده توسط هورمزد در 17:17 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سوم بهمن 1384

هشدارهاشمي‌به‌مسئولان‌پرونده‌هسته‌اي

یکشنبه 2 بهمن 1384   


شرق آنلاين: اكبر هاشمي رفسنجاني  رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در مشهد بسر مي برد به اداره كنندگان پرونده هسته اي ايران هشدار داده است كه مراقب باشند پرونده هسته اي ايران در مسيري قرار نگيرد كه ديگر مهار آن ممكن نباشد.

وي كه در حاشيه مراسم افتتاح بيمارستان رضوي مشهد با خبرنگاران گفت و گو مي كرد گفت كه اروپا مساله انرژي هسته اي ايران را در مسير نادرستي قرار داده است.

هاشمي از گردانندگان پرونده هسته اي ايران خواسته است تا تدابير جديدي را در اين زمينه اتخاذ كنند تا بتوانند از اين شرايط عبور نمايند.

هاشمي رفسنجاني كه در گذشته نيز انتقاداتي را از روند پرونده هسته اي ايران در نماز جمعه تهران بيان كرده بود امروز با لحن صريحتري به موضوع پرونده هسته اي ايران پرداخته است. شوراي حكام قرار است 13 بهمن به پيشنهاد اروپا براي رسيدگي به پرونده هسته اي ايران  اجلاسي فوق العاده برگزار كند. منابع خبري غربي نيز اعلام كرده اند براساس پيش نويس تهيه شده از سوي اروپا شوراي حكام از ايران خواهد خواست پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع شود. اما روسيه و چين گفته اند غرب بايد از خود خويشتنداري به خرج دهد.

نوشته شده توسط هورمزد در 17:14 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم بهمن 1384

نامه معصومه شفیعی در آستانه دوهزاريكصدمین روز بازداشت اکبر گنجی
شنبه، 1 بهمن 1384

ادوارنیوز : در آستانه دوهزاريكصدمین روز بازداشت اکبر گنجی ، خانم معصومه شفیعی در نمابری از ملاقات روز پنج شنبه خود با اکبر گنجی گزارش داد:

ظهر پنج شنبه، 29/10/84 به ما اطلاع داده شد که ساعت 3 بعد از ظهر به اتفاق آقای دکتر مولایی –وکیل آقای گنجی- جهت ملاقات در زندان اوین باشیم ولی آقای مولایی ترجیح دادند وقت محدود ملاقات مختص خانواده باشد، به اتفاق خانواده به زندان مراجعه کردیم پس از حدود یک ساعت معطلی بالاخره آقای گنجی را آوردند، اوضاع جسمانی اش مثل دفعات پیش بود، وزن 50 کیلوگرم، چهره ای زرد و تکیده، فشارخون پایین( که بدن یخ او موید بود). و قامتی که جز پوست و استخوان نداشت با موها و ریش بلند و ژولیده.

 

همچنان در بند انفرادی-امنیتی 2 الف که متعلق به حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران است نگهداری می شود. از محل نگهداریش بسیار شکایت داشت. سرویس بهداشتی آن در حیاط است که در این سرمای زمستان از ساعت 8 شب آب لوله ها- لوله ها روکار هستند- یخ می زند و تا ساعت 11 صبح روز بعد- که یخها آب می شود- آبی جهت طهارت و وضو وجود ندارد.

در رنج شدید ناشی از محدودیت شدید غذایی و دارویی به سر می برد ، حتی از دادن جیره غذایی دولتی نیز به وی خودداری می کنند.

اخیرا متخصص زندان آقای گنجی را معاینه نموده و به جهت درد شدید کمر و زانوها برای وی ام.آر.آی کمر و کل اعصاب تجویز کرده و ضروری دانسته است ولی متاسفانه تاکنون اقدامی در این جهت صورت نگرفته است. . این سومین ملاقاتی بود که طی 148 روز گذشته با فرزندانش داشته است .

امروز دقیقا 140 روز است که آقای گنجی در شرایط بسیار سخت زندان فوق امنیتی حفاظت اطلاعات سپاه به سر می برد تا امروز 2098 روز در حبس بوده است تا پایان محکومیت 6 ساله اش 2 ماه باقی مانده است. ولی ظاهرا آقایان حیفشان می آید این2ماه باقیمانده به صورت عادی طی شود و تصمیم دارند که تجربه تلخ آن تا مدتها بر جسم و روح این خانواده مظلوم و بی پناه باقی بماند

 

 

معصومه شفیعی

30 دی 84

منبع : /www.advarnews.com

نوشته شده توسط هورمزد در 16:40 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم بهمن 1384

بنی‌صدر:

 حمله نظامى به ايران، ضرر اصلى‌اش به مردم ما می‌‌رسد.

بنی‌صدر: حمله نظامى به ايران، ضرر اصلى‌اش به مردم ما می‌‌رسد.
فرصت چندانی تا دوم فوريه كه نشست اضطرارى شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى براى تصميم در مورد پرونده ايران برگزار می‌‌شود، نمانده است. آيا تا آن هنگام چرخشى در مواضع پافشارانه ايران بر طرحهاى اتمى‌اش ايجاد می‌‌شود؟ آيا تهديد بی‌سابقه ژاك شيراك به مقابله اتمى با كشورهاى خطرآفرين داراى فناوری هسته‌ای اخطارى به ايران براى جدى‌تر گرفتن دورنماى اين پافشارى بود؟ ابوالحسن بنى صدر، نخستين رييس جمهور ايران (ساكن پاريس) در مصاحبه با دويچه وله به پرسش‌هاى جارى در اين مناقشه حاد پاسخ داد.

مصاحبه: مهيندخت مصباح

آقاى بنى صدر، عطف به موضع اخير ژاك شيراك كه كشورهاى داراى سلاح هسته‌ای را به پاسخ درخور از سوى فرانسه تهديد كرده، شما چه تحليلى از اين برخورد غيرمنتظره يكى از طرفين مذاكرات اتمى با ايران می‌‌كنيد؟ پيام چيست؟

ابوالحسن بنىصدر: وقتى يك رژيمى در دنيا منزوى شد و نه تنها در سطح دولت‌ها بلكه در سطح افكار عمومى دنيا، هر سياستمدارى سعى می‌‌كند از اين موقعيت استثنايى بهره بردارى كند. آقاى شيراك هم همين كار را كرده و خواسته اولا سود ببرد از انزوايى كه رژيم ايران در دنيا دارد و دوما پيام روشنى به آن بدهد كه ما اروپايی‌ها كه در قضيه عراق مخالف مداخله نظامى آمريكا بوديم، در مورد شما نه تنها هم‌راى هستيم  بلكه با استعمال سلاح اتمى در مورد شما موافقيم. اين برمی‌گردد به گزارش‌هاى مكررى كه در باب استعمال سلاح اتمى تاكتيكى از سوى آمريكا براى از بين بردن تاسيسات زيرزمينى ايران انتشار پيدا كرده است. پيام سوم اينست كه شما ايرانی‌ها ما اروپايی‌ها را كه در برابر آمريكا ايستاديم و گفتيم راه حل ديپلماتيك و مذاكره بهتر از راه جنگ است، به جايى رسانديد كه ناچار شديم پشت سر آمريكا قرار بگيريم و نه تنها با محاصره اقتصادى، حتى با حمله نظامى هم به آمريكا يارى كنيم.

شما خودتان معتقديد كه مقامات حكومتى ايران بر بستر بحران و ايجاد آن است كه می‌‌توانند ادامه حيات بدهند، آيا فكر نمی‌‌كنيد چنين سخنانى از جانب آقاى شيراك يا هر يك از طرفين اروپايى در مذاكرات اتمى، آتش مشاجره را تيزتر می‌‌كند و بهانه به دست بحران آفرين‌ها می‌‌دهد؟

ابوالحسن بنى صدر: جمهورى اسلامى يعنى مافياهايى كه در داخل‌اش با هم در ستيز هستند و نياز به بحران دارند، اما در طرف ديگر، مردم ايران‌اند كه آنها نيز حقى بر سرنوشت خود دارند. آنها بايد توجه بكنند كه واقعيت اينست. اين صحبت‌ها را آقاى شيراك از اينرو نمی‌‌كند چون زمينه واقعى وجود ندارد، نه! اگر ايشان اين صحبت‌ها را نيز نمی‌‌كرد، زمينه واقعى براى دو تهديد محاصره اقتصادى ايران يا حمله نظامى به ايران وجود دارد وگرنه صحبت ايشان جز با اتكاء به اين واقعيت صحبت بى‌معنايى می‌‌شد!  چون اين واقعيت را اين رژيم به وجود آورده، اين مردم ايران هستند كه بايد بپرسند كه مسئولان تا كجا می‌‌خواهند با سرنوشت‌شان بازى كنند؟ اين رژيم اقدام‌هايى كرده، وضعيتى درست كرده كه اين اظهارات، ترجمان آنهاست.

صحبت مردم را می‌‌كنيد. بحث بسيارى در اين روزها اينست كه طرد و تحريم بينالمللى ايران به فرآيند رشد دمكراسى در ايران لطمه جبران ناپذير می‌‌زند و روا نيست  از اين برخورد‌هاى تند استقبال شود. شما چه فكر می‌‌كنيد؟

ابوالحسن بنى صدر: من هم برهمين نظرم. بر عهده هر ايرانى مسئول می‌‌دانم كه كوشش كند افكار عمومى دنيا را متقاعد كند كه اولاً اين رژيم نمايندگى از مردم ايران ندارد و ثانيا تهديد و حمله نظامى به ايران، ضرر اصلى‌اش به مردم ايران می‌‌رسد. ثالثا امكان تحول ايران و نقش مردم در اين ميان را از بين می‌‌برد و به موشك و تانك و توپ می‌‌دهد. در نتيجه آزادى و مردم سالارى در ايران را عقب مى‌اندازد. بنابراين بايد كوشش كرد افكار عمومى متقاعد شوند و دولت‌هاى غربى تا آنجا پيش بروند كه تهديد‌هاى خود را عملى كنند.

در رابطه با موضوع انتقال دارايى‌هاى ايران كه حتى از جانب مسئولان ايرانى تاييد شده، تا چه اندازه می‌‌توان چنين اقدامى را مويد اين دانست كه ايران می‌‌خواهد روش كنونى را تا انتها ادامه دهد؟ بخصوص كه هيچ تلاشى هم براى پنهانكارى دراين زمينه نشده كه معمولا می‌‌شود! آيا اين كار پيام يا هدفى با خود دارد؟

ابوالحسن بنى صدر: اولا اين اعترف صريحى است مبنى بر اينكه تبليغات رژيم در باب اينكه پرونده به شوراى امنيت نمى‌رود و بر فرض هم برود، وتو می‌‌شود، دروغ است و خود می‌‌داند خطر جدى است. بنابراين مردم ايران از خود اين رژيم و رفتارش دريابند كه خطر جدى است و بايد براى جلوگيرى از آن كارى كرد. ضمنا فرض كنيم پول‌ها را منتقل كردند. مگر چقدر پول دارند در بانكهاى آسيايى؟ تازه اگر آنجا هم پولها محفوظ بمانند! آنطور كه خودشان می‌‌گويند ذخاير ارزى‌شان را خرج كرده‌اند و قرضه خارجى هم دارند. در صورت تحريم اقتصادى ايران، پول چندانى نيست كه ايران منتقل بكند يا نكند. اين اقدام تنها اعترافى است به جدى بودن خطر و در همان حال به غرب گفته كه بسيار مى ترسد از اين تحريم و سوم اين كه مردم ايران بايد با توجه به اين واقعيت تصميم جدىبگيرند براى خلاص كردن خود از اين رژيم.

آقاى بنى صدر، شما بطور كلى چه پيشبينى می‌‌كنيد؟ آيا ممكن است روزهاى آخر  يا حتى لحظات آخر يكى از طرفين عقب نشينى كند؟

ابوالحسن بنى صدر: عرض كنم اگر توجه كرده باشيد زمانى كه اينها گفتند تحقيقات اتمى را از سرمی‌گيريم، زمانى بود كه حكومت آقاى بوش گفت من حاضر نيستم امنيت اين رژيم را تضمين كنم. آنچه كه اين آقايان از بحران‌سازى در نظر داشتند الان شرايطى است كه به آنها نمىتوانند برسند. مطابق آنچه در گذشته عمل كرده‌اند، تنها انتخاب سركشيدن جام زهر می‌‌ماند. حالا اين جام زهر را بايد به آقاى خامنه‌اى بنوشانند. اگر بخواهد بيش از اين جلو نرود، پيشنهاد روسيه راه فرارى است براى رژيم كه سفيرشان در مسكو هم گفته است از آن استقبال می‌‌كنيم و اميدوارست كه بحران به اين وسيله حل شود. اگرنه،  بحران می‌‌تواند دورتر برود و بهايى كه بخاطر آن به ملت تحميل خواهد شد، خيلى سنگين خواهد بود.

نوشته شده توسط هورمزد در 20:58 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم بهمن 1384

پوران گلفام، همسر فرهاد مهراد در  مصاحبه با کيوان حسيني از ماجرايي آشنايي خود با فرهاد مي‌گويد، و اينکه چگونه در سال 1358 خورشيدي، مشتاقانه به دنبال راهي بود تا فرهاد را از نزديک ببيند. اين عشق و اشتياق در نهايت و به زندگي مشترکي انجامید که به گفته خانم گلفام جهان او را زیر و رو کرد. او در بخشي از اين مصاحبه با رادیوفردا مي گويد : فرهاد پيغمبر من بود. .. کسي که صداقت را به من آموخت و به دليل همين صداقت بسيار سختي کشيد.

پوران گلفام همچنين در پاسخ به اين سوال کدام ترانه فرهاد را بيش از ديگر ترانه ها دوست دارد، مي گويد که بر اساس شرايط روز، اين علاقه تغيير مي کند. او مي‌گويد به خاطر روزهاي سختي که سپري مي‌کند، اين روزها ترانه «آوار» - تو هم با من نبودي -- را بيشتر دوست دارد

نوشته شده توسط هورمزد در 20:53 |  لینک ثابت   • 

شنبه یکم بهمن 1384

ماجرای خواندنی احضار بهروز وثوقی به ساواک به خاطر فیلم «گوزن ها»

  خبرگزاري انتخاب : بازجوی ساواک به من گفت: چرا در «گوزن ها» بازی کردی؟ گفتم، دلیل خاصی ندارد من فیلمهایی با موضوع متفاوت را بازی می کنم.او گفت : اگر در فیلمی تفنگ به تو بدهند و بگویند شاه را بکش تو می کشی؟ گفتم اگر موضوع متفاوت و خوبی داشته باشد بله این کار را می کنم.او گفت، نه خیر، اشتباه می کنی!

۱ بهمن ماه ۱۳۸۴    ساعت : ۰۰ , ۰۱
خبرگزاري انتخاب :
بهروز وثوقی ستاره ی سینمای پیش از انقلاب در جلسه ی بررسی آثارش که در «سن فرانسیسکو» برگزار شد، گفت: تعداد زیادی از فیلمهایی که من پیش از انقلاب بازی کردم، با مشکلاتی از سوی دولت مواجه شد.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری «انتخاب»، وی در مورد فیلم توقیف «گوزن ها»، گفت: ما برای فیلم گوزنها، مجبور به تغییر کامل 30 دقیقه از فیلم شدیم.این فیلم ابتدا نامش «تیرباران» بود، اما دستور آمد که باید نامش عوض شود.یک مسئله دیگر هم بود که می گفتند، «چرا در «گوزن ها» برای یک دزد این همه پاسبان می آید؟» البته ما هم پاسپانها را کم کردیم.

وثوقی در ادامه عنوان کرد: برای همین فیلم، یک روز یک اقایی به من زنگ زد ، آدرس داد و گفت، فردا ساعت 8 صبح بیا در خانه ای در خیابان گلستان.من به آنجا رفتم، یک نفر در انجا بود.مرا در اتاقی برد که فقط یک صندلی داشت.به من گفت اینجا بنشین الان کسی که با شما کار دارد، پیدایش می شود.اما فرد مورد نظر تا ساعت 4 بعد از ظهر نیامد و من عصبانی شدم و گفتم آقا ما کاروزندگی داریم، اما او گفت: این اقا جلسه داشته و دارد می آدی.

وی اضافه کرد: فرد مذکور بالاخره در ساعت6.7 آمد.یک آدم بسیار لاغر و نحیفی بود.اولین سوالش از من این بود که چرا در این فیلم بازی کرده اید؟گفتم دلیل خاصی ندارد من فیلمهایی با موضوع متفاوت را بازی می کنم.او گفت : اگر در فیلمی تفنگ به تو بدهند و بگویند شاه را بکش تو می کشی؟ گفتم اگر موضوع متفاوت و خوبی داشته باشد بله این کار را می کنم.او گفت، نه خیر، اشتباه می کنی!

بهروز وثوقی ادامه داد: آن فرد به من گفت، ما برای شما احترام قائلیم ، اما این کارها را نکن.مثلاً یکی از یک میلیون کاری که می توانیم بکنیم آن است که ساعت 12 شب با کامیون روی ماشینت برویم و بکشیمت.شیشه ی مشروبی هم در ماشینت می گذاریم که روزنامه ها و مردم بگویند، بازیگر خوب سینما در حالت مستی رانندگی  کرد و مرد.

وی در پایان گفت: آنروز گذشت، اما من تا 8 ماه بعد از آن قضیه، هر وقت کامیونی در پشت سرم می دیدم، آنقدر گاز می دادم و کوچه پس کوچه می رفتم که خطر از بین برود.

«متن کامل اظهارات وی به زودی در «انتخاب» منتشر می شود»

نوشته شده توسط هورمزد در 20:51 |  لینک ثابت   •